مدتي پيش روزنامه هاي آمريکا نوشتند جمعي شيطان پرست دستگير شدند که نوجوانان و حتي کودکان را وحشيانه مورد تجاوز قرار داده و با ساتور تکه تکه کرده اند .
استفاده افراطي از مشروبات الکلي ،مواد مخدر ،قرصهاي روان گردان و انرژي زا،استفاده و استعمال آلات مصنوعي ،خوردن و آشاميدن ادرار و مدفوع..............معجوني از بيماريهاي عفوني و ايدز را براي شيطان پرست ها به ارمغان آورده است .
شيطان پرست ها معتقد اند که شيطاني به نام لوسيفر ظهور خواهد کرد که به دنبال آن نظم پسين در جهان ايجاد خواهد شد،اين نظم به طور کامل مخالف نظم آرمان شهر مهدوي (ع) است.
منبع : http://shkmo.parsiblog.com/279303.htm
قارچ

به نام خدا
وقتي که آسمان مي تپد و آشفته مي شود، قارچ ها از گوشه و کنار صحرا سر بر مي آورند .
يکي از سوالاتي هم که در بين مردم رايج است اين است که چه رابطه اي ميان رعد و برق با رويش قارچ وجود دارد؟!
پاسخ ساده است : يک فرصت مناسب براي رويش هرز!
گويا اين قاعده طبيعت بازار دين را هم رونق بخشيده است .
در اين يکي دو سال اخير هر چه بازار معنويت آشفته تر مي شود ، قارچ هاي بيشتري از اطراف و اکناف دنيا سر بر مي آورند ، با اين تفاوت که اين ها نه تنها خوراک جسم نيستند ، بلکه سم جانند و روح را مي ميرانند . البته ظاهري بس زيبا و فريبنده نيز دارند.
ممکن است شما هم با چنين قارچ هايي برخورد کرده باشيد . تشخيص اين که کدام يک سمي است، واقعا کاري است دشوار و مرد افکن.
در نقد جنبش هاي نو پديد معنوي کمتر کسي سخن گفته يا حتي مطالعه کرده است . کتاب هاي مسموم فرقه هاي گونه گون از اين جنبش ها به آساني منتشر شده و در دسترس همگان قرار مي گيرند؛ بي آن که کسي بداند ،اين زهر خزنده در رگ هاي کدام جوان يا نوجوان اين مرز و بوم جاري مي گردد.
مسئولان ارشاد هم که گويا سال ها پيش از اين زهرها خورده و در يک اغماي فرهنگي به سر مي برند.
واقعا چه کسي پاسخ گو ست ؟ چه کسي مي خواهد پاسخ شيطان پرستان را بدهد ؟
چه کسي متصدي جلوگيري از فرقه هاي انحرافي برگرفته از عرفان يهوديت ، مسيحيت و همچنين اکانکار و امثال آن در کشور امام زمان عليه السلام است ؟
چه کسي وظيفه دارد عرفان شهوت آگين اشو که در دانشگاه هاي ما رشد يافته را ختنه کرده و بلکه از بيخ بر افکند ؟!
چه کسي قرار است مخموران ريکي و يوگا و امثال آن را نشاط بخشد؟!
من؟
شما؟
يا آنان که بر سر ميزهاي رياست فرهنگي کشور دعوا مي کنند؟!
پاسخ روشن است:
ما
هريک به سهم خود
من اگر برخيزم
تو اگر برخيزي
همه بر مي خيزند
من اگر بنشينم
تو اگر بنشيني
چه کسي برخيزد؟!
پيامبر مدرن و يارانش بخوانند
خيلي دوست دارم که در خلوت اين آقاي هارولد کلمپ مدعي پيامبري مدرن را پيدا مي کردم و حديث زير را برايش مي خواندم . البته چنين افرادي آن چنان غرق در بافته هاي خويشند که چيزي از اين پندها نمي آموزند. وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ کَثِيراً مِّنَ الْجِنِّ وَالإِنسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لاَّ يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لاَّ يُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لاَّ يَسْمَعُونَ بِهَا أُوْلَـئِکَ کَالأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُوْلَـئِکَ هُمُ الْغَافِلُونَ [الأعراف : 179]

امام صادق عليه السلام مي فرمايد : در زمان هاي گذشته مردي بود که از راه حلال از پي دنيا بود اما نمي توانست آن را به دست آورد . از راه حرام نيز آن را طلب کرد اما به دنيا نرسيد. شيطان آمد و بدو گفت: تو نه از راه حلال توانستي دنيا را به دست بياوري و نه از راه حرام . مي خواهي تو را به روشي راهنمايي کنم که از دنيا بهره فراواني ببري و پيروان زيادي هم داشته باشي؟ گفت : بله
شيطان گفت: ديني را بدعت کن و مردم را به آن دعوت کن.
چنين کرد و مردم نيز دعوت او را پذيرفتند . از او پيروي کردند و از دنيا هم بهره ها برد . باري فکر کرد و گفت : اين چه کاري بود که کردم ؟ بدعت گزاردم و مردم را بدان فراخواندم . هيچ راه بازگشت و توبه اي ندارم مگر آنان که به دين خودم دعوت کردم را از اين راه بازگردانم . نزد يارانش آمد و گفت : من شما را به راهي باطل فراخواندم . دين من بدعت بود . آنان گفتنتد : دروغ مي گويي. اين راه خدا و دين درست است . ولي تو خود در دين خودت شک ورزيده اي و از آن برگشته اي . وقتي آن مرد چنين ديد زنجيري را بر گردن خود بست و گفت آن را باز نمي کنم تا خداوند توبه ام را بپذيرد . خداوند عز وجل نيز بر پيامبر آن زمان وحي فرستاد که : به فلاني بگو اگر آن قدر مرا بخواني که رگ هايت از هم جدا گردد ، باز هم تو را اجابت نخواهم کرد مگر آن که حتي آنان که مرده اند ، را نيز از آنچه بدان فراخوانده اي باز گرداني و آنان از بدعت تو باز گردند!
متن اصلي حديث: عَنْ سَعْدٍ عَنْ أَيُّوبَ بْنِ نُوحٍ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ الْحَکَمِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ کَانَ رَجُلٌ فِي الزَّمَنِ الْأَوَّلِ طَلَبَ الدُّنْيَا مِنْ حَلَالٍ فَلَمْ يَقْدِرْ عَلَيْهَا وَ طَلَبَهَا مِنْ حَرَامٍ فَلَمْ يَقْدِرْ عَلَيْهَا فَأَتَاهُ الشَّيْطَانُ فَقَالَ لَهُ يَا هَذَا إِنَّکَ قَدْ طَلَبْتَ الدُّنْيَا مِنْ حَلَالٍ فَلَمْ تَقْدِرْ عَلَيْهَا وَ طَلَبْتَهَا مِنْ حَرَامٍ فَلَمْ تَقْدِرْ عَلَيْهَا أَ فَلَا أَدُلُّکَ عَلَى شَيْءٍ تَکْثُرُ بِهِ دُنْيَاکَ وَ يَکْثُرُ بِهِ تَبَعُکَ قَالَ بَلَى قَالَ تَبْتَدِعُ دِيناً وَ تَدْعُو إِلَيْهِ النَّاسَ فَفَعَلَ فَاسْتَجَابَ لَهُ النَّاسُ وَ أَطَاعُوهُ وَ أَصَابَ مِنَ الدُّنْيَا ثُمَّ إِنَّهُ فَکَّرَ فَقَالَ مَا صَنَعْتُ ابْتَدَعْتُ دِيناً وَ دَعَوْتُ النَّاسَ مَا أَرَى لِي تَوْبَةً إِلَّا أَنْ آتِيَ مَنْ دَعَوْتُهُ إِلَيْهِ فَأَرُدَّهُ عَنْهُ فَجَعَلَ يَأْتِي أَصْحَابَهُ الَّذِينَ أَجَابُوهُ فَيَقُولُ لَهُمْ إِنَّ الَّذِي دَعَوْتُکُمْ إِلَيْهِ بَاطِلٌ وَ إِنَّمَا ابْتَدَعْتُهُ فَجَعَلُوا يَقُولُونَ کَذَبْتَ وَ هُوَ الْحَقُّ وَ لَکِنَّکَ شَکَکْتَ فِي دِينِکَ فَرَجَعْتَ عَنْهُ فَلَمَّا رَأَى ذَلِکَ عَمَدَ إِلَى سِلْسِلَةٍ فَوَتَدَ لَهَا وَتِداً ثُمَّ جَعَلَهَا فِي عُنُقِهِ وَ قَالَ لَا أَحُلُّهَا حَتَّى يَتُوبَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَيَّ فَأَوْحَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَى نَبِيٍّ مِنَ الْأَنْبِيَاءِ قُلْ لِفُلَانٍ وَ عِزَّتِي لَوْ دَعَوْتَنِي حَتَّى تَتَقَطَّعَ أَوْصَالُکَ مَا اسْتَجَبْتُ لَکَ حَتَّى تَرُدَّ مَنْ مَاتَ إلى [عَلَى] مَا دَعَوْتَهُ إِلَيْهِ فَيَرْجِعَ عَنْهُ (1)
منابع: :
1- بحار الانوار ج72 باب 110 ص219 حديث 2؛ علل الشرائع ج2 ص 178 ؛ ثواب الاعمال ص 230.
فروتني از آن کسي است که تني دارد ، و به تن خويش مي انديشد .ضرورت به فرو دست کشيده شدن ،موجوديت کسي است که قابليت به فرو دست کشيده شدن را داشته باشد ، و گناه از همان جا آغاز مي شود که ما موجوديتي را مستقل از وجود حق بپذيريم ... .
آنچه به اراده آگاه انسان نيست ، از سه سر چشمه مي جوشد : اول ، طبيعت آدمي ، که خلاف نمي کند ،و خلاف نمي خواهد و براي خلاف کردن هم ساخته نشده است ؛ چرا که در ساخت خميره ، سرشت ، و طبيعت آدمي ،شيطان ،هيچ دخالتي نداشته است و نخواهد داشت . شيطان ،ذره اي از آن گل را در اختيار نداشت - زماني که خداند دو عالم ،به ساخت حضرت آدم اقدام کرد .خداوند دو عالم ،پس از آن که انسان را در استقلال محض و تجرد مطلق خدايي خويش ، پديد آورد ، آن گاه از شيطان خواست که انسان را سجده کند و شيطان نکرد . پس نَفس شيطاني عرض است ، نَفس الهي ذات .خدا جز پاک نيافريده است : نگاه پاک ، قلب پاک ،تن پاک ، روح پاک ... اما راه ابتلا به مرض را هم مسدود نکرده است تا پاک را بتواني به اراده و با تسلط عقل و نقل ،پاک نگه داري .پس مرض ، عرض است ، طهارت و نجابت ،گوهر و اصل . پس اگر طبيعت تو چيزي را بطلبد ، آن چيز بد نيست .
دوم اراده الهي ؛ يعني هر آنچه که خداوند ،به هر علت خواسته است که تو به آن مبتلا و اسير شوي و در اين جز خير هيچ نيست و خوشا به حال آن کس که اسير چنين بندي است و مبتلاي به چنين دردي که دردمندان به چنين درد ،نخواهند دوا را .
سوم خواست شيطان .
شيطان زورمند است نه قدرتمند .
قدرت از آن خداست زور از آن شيطان .
شيطان با اتکاي به زور انسان را به خلاف وا مي دارد و از آنجا که اين زور مي کوشد به هر شکل که مقدور باشد ، حتي براي دمي در خانه قدرت بنشيند ، به نظر مي رسد که ابليس از هر در که درايد خداوند از آنجا عايب است و اين است کفر .ابليس مکان خدا را که قدرت است و خير اشغال نمي کند بلکه مکان ابليسي خويش را که زور است و ظلم ايجاد مي کند . پس دو نيروي اول و دوم بايد بگويند : حالي که تو به آن دچاري شيطاني است يا غير شيطاني .نيروي اول ، عقل سليم را درون خود دارد ؛ نيروي دوم وجدان را . آيا عقل سليم تو و وجدان شريف تو به تو ميگويند که اين کار و حالي که داري ابليسي است؟!
[11/6/1386- 6:59 ص] نظم آرماني شيطان پرستان!
[19/5/1386- 8:23 ص] قارچ
[13/5/1386- 5:36 ص] پيامبر مدرن و يارانش بخوانند
[8/5/1386- 8:6 ص] فروتني براي کيست ؟
[5/5/1386- 8:26 ص] از کجا بدانم کار و حالي که دارم ، الهي است يا ابليسي ؟
[آرشيو شده ها]
بازديد ديروز: 4
کل بازديد :4282
همت عالي [98]
بزم درويشان [121]
فرقه طريقت يا شريعت [122]
عرفان حقيقي [49]
اهل حق و آيين ياري [117]
خرقه پشمينه [108]
با صوفيان ناصاف [114]
فرقه گناباد [45]
عارفان [43]
وبلاگ مرکزي اخلاق و عرفان [119]
[آرشيو(11)]
نام: | |
ايميل: | |










