سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
جمکرانی شویم
به مردم بیاموز و دانش دیگران را فراگیر، تا دانش خود را استوار کرده و آنچه را که ندانسته ای بدانی . [امام حسن علیه السلام]
عرفان gnosticize و جنبش های نوپدید معنوی
  • پست الکترونیک
  • شناسنامه
  •  RSS 
  • پارسی بلاگ
  • پارسی یار
  • در یاهو
  • مراجعه کننده گرامی ، فعالیت های نویسنده این وبلاگ در بخش اخلاق و عرفان پایگاه اینترنتی کانون گفتمان قرآن به صورت گفتگوی فعال و پویا ادامه دارد. شما همچنان می توانید سوالات خود را در بخش اخلاق و عرفان سایت کانون گفتمان قرآن که ادامه فعالیت های همین وبلاگ است مطرح فرمایید. با آرزوی موفقیت

    طباطبایی ::: سه شنبه 87/4/11::: ساعت 5:27 عصر
    نظرات دیگران: نظر

    مدتی پیش روزنامه های آمریکا نوشتند جمعی شیطان پرست دستگیر شدند که نوجوانان و حتی کودکان را وحشیانه مورد تجاوز قرار داده و با ساتور تکه تکه کرده اند .


    استفاده افراطی از مشروبات الکلی ،مواد مخدر ،قرصهای روان گردان و انرژی زا،استفاده و استعمال آلات مصنوعی ،خوردن و آشامیدن ادرار و مدفوع..............معجونی از بیماریهای عفونی و ایدز را برای شیطان پرست ها به ارمغان آورده است .


    شیطان پرست ها  معتقد اند که شیطانی به نام لوسیفر ظهور خواهد کرد که به دنبال آن نظم پسین در جهان ایجاد خواهد شد،این نظم به طور کامل مخالف نظم آرمان شهر مهدوی (ع) است.

    منبع : http://shkmo.parsiblog.com/279303.htm



    طباطبایی ::: یکشنبه 86/6/11::: ساعت 6:59 صبح
    نظرات دیگران: نظر

    قارچ

     

     

     

    به نام خدا

    وقتی که آسمان می تپد و آشفته می شود، قارچ ها از گوشه و کنار صحرا سر بر می آورند .

    یکی از سوالاتی هم که در بین مردم رایج است این است که چه رابطه ای میان رعد و برق با رویش قارچ وجود دارد؟!

    پاسخ ساده است : یک فرصت مناسب برای رویش هرز!

    گویا این قاعده طبیعت بازار دین را هم رونق بخشیده است .

    در این یکی دو سال اخیر هر چه بازار معنویت آشفته تر می شود ، قارچ های بیشتری از اطراف و اکناف دنیا سر بر می آورند ، با این تفاوت که این ها نه تنها خوراک جسم نیستند ، بلکه سم جانند و روح را می میرانند . البته ظاهری بس زیبا و فریبنده نیز دارند.

    ممکن است شما هم با چنین قارچ هایی برخورد کرده باشید . تشخیص این که کدام یک سمی است، واقعا کاری است دشوار و مرد افکن.

    در نقد جنبش های نو پدید معنوی کمتر کسی سخن گفته یا حتی مطالعه کرده است . کتاب های مسموم فرقه های گونه گون از این جنبش ها به آسانی منتشر شده و در دسترس همگان قرار می گیرند؛ بی آن که کسی بداند ،‌این زهر خزنده در رگ های کدام جوان یا نوجوان این مرز و بوم جاری می گردد.

    مسئولان ارشاد هم که گویا سال ها پیش از این زهرها خورده و در یک اغمای فرهنگی به سر می برند.

    واقعا چه کسی پاسخ گو ست ؟ چه کسی می خواهد پاسخ شیطان پرستان را بدهد ؟

    چه کسی متصدی جلوگیری از فرقه های انحرافی برگرفته از عرفان یهودیت ، مسیحیت و همچنین اکانکار و امثال آن در کشور امام زمان علیه السلام است ؟

    چه کسی وظیفه دارد عرفان شهوت آگین اشو که در دانشگاه های ما رشد یافته را ختنه کرده و بلکه از بیخ بر افکند ؟!

    چه کسی قرار است مخموران ریکی و یوگا و امثال آن را نشاط بخشد؟!

    من؟

    شما؟

    یا آنان که بر سر میزهای ریاست فرهنگی کشور دعوا می کنند؟!

    پاسخ روشن است:

    ما

    هریک به سهم خود

    من اگر برخیزم

    تو اگر برخیزی

    همه بر می خیزند

    من اگر بنشینم

    تو اگر بنشینی

    چه کسی برخیزد؟!



    طباطبایی ::: جمعه 86/5/19::: ساعت 8:23 صبح
    نظرات دیگران: نظر

     پیامبر مدرن و یارانش بخوانند

    خیلی دوست دارم که در خلوت این آقای هارولد کلمپ مدعی پیامبری مدرن را پیدا می کردم و حدیث زیر را برایش می خواندم . البته چنین افرادی آن چنان غرق در بافته های خویشند که چیزی از این پندها نمی آموزند. وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ کَثِیراً مِّنَ الْجِنِّ وَالإِنسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لاَّ یَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْیُنٌ لاَّ یُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لاَّ یَسْمَعُونَ بِهَا أُوْلَـئِکَ کَالأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُوْلَـئِکَ هُمُ الْغَافِلُونَ [الأعراف : 179]

     

     

    امام صادق علیه السلام می فرماید : در زمان های گذشته مردی بود که از راه حلال از پی دنیا بود اما نمی توانست آن را به دست آورد . از راه حرام نیز آن را طلب کرد اما به دنیا نرسید. شیطان آمد و بدو گفت: تو نه از راه حلال توانستی دنیا را به دست بیاوری و نه از راه حرام . می خواهی تو را به روشی راهنمایی کنم که از دنیا بهره فراوانی ببری و پیروان زیادی هم داشته باشی؟ گفت : بله

    شیطان گفت: دینی را بدعت کن و مردم را به آن دعوت کن.

    چنین کرد و مردم نیز دعوت او را پذیرفتند . از او پیروی کردند و از دنیا هم بهره ها برد . باری فکر کرد و گفت : این چه کاری بود که کردم ؟ بدعت گزاردم و مردم را بدان فراخواندم . هیچ راه بازگشت و توبه ای ندارم مگر آنان که به دین خودم دعوت کردم را از این راه بازگردانم . نزد یارانش آمد و گفت : من شما را به راهی باطل فراخواندم . دین من بدعت بود . آنان گفتنتد : دروغ می گویی. این راه خدا و دین درست است . ولی تو خود در دین خودت شک ورزیده ای و از آن برگشته ای . وقتی آن مرد چنین دید زنجیری را بر گردن خود بست و گفت آن را باز نمی کنم تا خداوند توبه ام را بپذیرد . خداوند عز وجل نیز بر پیامبر آن زمان وحی فرستاد که : به فلانی بگو اگر آن قدر مرا بخوانی که رگ هایت از هم جدا گردد ، باز هم تو را اجابت نخواهم کرد مگر آن که حتی آنان که مرده اند ، را نیز از آنچه بدان فراخوانده ای باز گردانی و آنان از بدعت تو باز گردند!

     

    متن اصلی حدیث: عَنْ سَعْدٍ عَنْ أَیُّوبَ بْنِ نُوحٍ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ الْحَکَمِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ کَانَ رَجُلٌ فِی الزَّمَنِ الْأَوَّلِ طَلَبَ الدُّنْیَا مِنْ حَلَالٍ فَلَمْ یَقْدِرْ عَلَیْهَا وَ طَلَبَهَا مِنْ حَرَامٍ فَلَمْ یَقْدِرْ عَلَیْهَا فَأَتَاهُ الشَّیْطَانُ فَقَالَ لَهُ یَا هَذَا إِنَّکَ قَدْ طَلَبْتَ الدُّنْیَا مِنْ حَلَالٍ فَلَمْ تَقْدِرْ عَلَیْهَا وَ طَلَبْتَهَا مِنْ حَرَامٍ فَلَمْ تَقْدِرْ عَلَیْهَا أَ فَلَا أَدُلُّکَ عَلَى شَیْ‏ءٍ تَکْثُرُ بِهِ دُنْیَاکَ وَ یَکْثُرُ بِهِ تَبَعُکَ قَالَ بَلَى قَالَ تَبْتَدِعُ دِیناً وَ تَدْعُو إِلَیْهِ النَّاسَ فَفَعَلَ فَاسْتَجَابَ لَهُ النَّاسُ وَ أَطَاعُوهُ وَ أَصَابَ مِنَ الدُّنْیَا ثُمَّ إِنَّهُ فَکَّرَ فَقَالَ مَا صَنَعْتُ ابْتَدَعْتُ دِیناً وَ دَعَوْتُ النَّاسَ مَا أَرَى لِی تَوْبَةً إِلَّا أَنْ آتِیَ مَنْ دَعَوْتُهُ إِلَیْهِ فَأَرُدَّهُ عَنْهُ فَجَعَلَ یَأْتِی أَصْحَابَهُ الَّذِینَ أَجَابُوهُ فَیَقُولُ لَهُمْ إِنَّ الَّذِی دَعَوْتُکُمْ إِلَیْهِ بَاطِلٌ وَ إِنَّمَا ابْتَدَعْتُهُ فَجَعَلُوا یَقُولُونَ کَذَبْتَ وَ هُوَ الْحَقُّ وَ لَکِنَّکَ شَکَکْتَ فِی دِینِکَ فَرَجَعْتَ عَنْهُ فَلَمَّا رَأَى ذَلِکَ عَمَدَ إِلَى سِلْسِلَةٍ فَوَتَدَ لَهَا وَتِداً ثُمَّ جَعَلَهَا فِی عُنُقِهِ وَ قَالَ لَا أَحُلُّهَا حَتَّى یَتُوبَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَیَّ فَأَوْحَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَى نَبِیٍّ مِنَ الْأَنْبِیَاءِ قُلْ لِفُلَانٍ وَ عِزَّتِی لَوْ دَعَوْتَنِی حَتَّى تَتَقَطَّعَ أَوْصَالُکَ مَا اسْتَجَبْتُ لَکَ حَتَّى تَرُدَّ مَنْ مَاتَ إلى [عَلَى‏] مَا دَعَوْتَهُ إِلَیْهِ فَیَرْجِعَ عَنْهُ (1)

     

    منابع: :

    1-     بحار الانوار ج72 باب 110 ص219 حدیث 2؛ علل الشرائع‏ ج2 ص 178 ؛ ثواب الاعمال ص 230.



    طباطبایی ::: شنبه 86/5/13::: ساعت 5:36 صبح
    نظرات دیگران: نظر

    فروتنی برای کیست ؟ 

    فروتنی از آن کسی است که تنی دارد ، و به تن خویش می اندیشد .ضرورت به فرو دست کشیده شدن ،موجودیت کسی است که قابلیت به فرو دست کشیده شدن را داشته باشد ، و گناه از همان جا آغاز می شود که ما موجودیتی را مستقل از وجود حق بپذیریم ... .



    طباطبایی ::: دوشنبه 86/5/8::: ساعت 8:6 صبح
    نظرات دیگران: نظر


    آنچه به اراده آگاه انسان نیست ، از سه سر چشمه می جوشد : اول ، طبیعت آدمی ، که خلاف نمی کند ،و خلاف نمی خواهد و برای خلاف کردن هم ساخته نشده است ؛ چرا که در ساخت خمیره ، سرشت ، و طبیعت آدمی ،شیطان ،هیچ دخالتی نداشته است و نخواهد داشت . شیطان ،ذره ای از آن گل را در اختیار نداشت - زمانی که خداند دو عالم ،به ساخت حضرت آدم اقدام کرد .خداوند دو عالم ،پس از آن که انسان را در استقلال محض و تجرد مطلق خدایی خویش ، پدید آورد ، آن گاه از شیطان خواست که انسان را سجده کند و شیطان نکرد . پس نَفس شیطانی عرض است ، نَفس الهی ذات .خدا جز پاک نیافریده است : نگاه پاک ، قلب پاک ،تن پاک ، روح پاک ... اما راه ابتلا به مرض را هم مسدود نکرده است تا پاک را بتوانی به اراده و با تسلط عقل و نقل ،پاک نگه داری .پس مرض ، عرض است ، طهارت و نجابت ،گوهر و اصل . پس اگر طبیعت تو چیزی را بطلبد ، آن چیز بد نیست .

    دوم اراده الهی ؛ یعنی هر آنچه که خداوند ،به هر علت خواسته است که تو به آن مبتلا و اسیر شوی و در این جز خیر هیچ نیست و خوشا به حال آن کس که اسیر چنین بندی است و مبتلای به چنین دردی که دردمندان به چنین درد ،نخواهند دوا را .

    سوم خواست شیطان .

    شیطان زورمند است نه قدرتمند .

    قدرت از آن خداست زور از آن شیطان .

    شیطان با اتکای به زور انسان را به خلاف وا می دارد و از آنجا که این زور می کوشد به هر شکل که مقدور باشد ، حتی برای دمی در خانه قدرت بنشیند ، به نظر می رسد که ابلیس از هر در که دراید خداوند از آنجا عایب است و این است کفر .ابلیس مکان خدا را که قدرت است و خیر اشغال نمی کند بلکه مکان ابلیسی خویش را که زور است و ظلم ایجاد می کند . پس دو نیروی اول و دوم باید بگویند : حالی که تو به آن دچاری شیطانی است یا غیر شیطانی .نیروی اول ، عقل سلیم را درون خود دارد ؛ نیروی دوم وجدان را . آیا عقل سلیم تو و وجدان شریف تو به تو می‌گویند که این کار و حالی که داری ابلیسی است؟!


    طباطبایی ::: جمعه 86/5/5::: ساعت 8:26 صبح
    نظرات دیگران: نظر

    لیست کل یادداشت های این وبلاگ

    >> بازدیدهای وبلاگ <<
    بازدید امروز: 3
    بازدید دیروز: 11
    کل بازدید :78021

    >>اوقات شرعی <<

    >> درباره خودم <<

    >> پیوندهای روزانه <<

    >>لوگوی وبلاگ من<<
    عرفان gnosticize و جنبش های نوپدید معنوی

    >>لینک دوستان<<

    >>لوگوی دوستان<<

    >> فهرست موضوعی یادداشت ها <<

    >>آرشیو شده ها<<

    >>جستجو در وبلاگ<<
    جستجو:

    >>اشتراک در خبرنامه<<
     

    >>طراح قالب<<
    سفارش تبلیغ

    پایه عکاسی مونوپاد
    جمکرانی شویم